فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٣٠ - رأى شيخ اشراق و كلام مصنف(ره)
حكماء مشّاء نيز همين را معتقدند فلذا از آن بمثل عقليّه تعبير نمودهاند.
و از بعضى عبارات صاحب اسفار نيز استفاده مىشود كه ايشان نيز
اعتقادش همين است.
محقّق لاهيجى گويد: بين عالم جبروت و ملكوت برزخى است كه آن
عالم ارواح و مثل نوريّه است چنانچه مثل ملكوت و عالم ملك برزخى است كه به
آن عالم مثال اشياء ماديّه گويند.
ردّ اعتقاد افلاطون
مرحوم مصنّف مىفرمايد:
اگرچه اعتقاد به مثل افلاطونيّه صحيح است و ما انشاء اللّه در آينده فصلى را
براى اثبات آن قرار مىدهيم ولى نمىتوان آن را مصحّح و مناط علم باريتعالى قرار
داد زيرا اين مثل از نظر وجود از حقتعالى متأخّر هستند نه مقارن و علم حضرتش
بلحاظ عينيّت با ذات بايد مقارن با ذات باشد نه متأخّر.
رأى شيخ اشراق و كلام مصنّف (ره)
٤- رأى شيخ اشراق: ايشان معتقدند كه حقتعالى بتمام ماسوى عالم بوده و
علمش نيز عين ذاتش مىباشد نهايت كيفيّت علم بذات و بغير را اينطور تقرير
نموده:
علم او بذاتش عين ذاتش و تفصيلى است ولى علم او بماسوى اجمالى
است زيرا علم بعلّت تفصيلا عين علم بمعلول است اجمالا قهرا علم تفصيلى بغير
همان نفس ماسوى مىشود پس در نتيجه بايد گفت:
در علم اجمالى كماى حضرتش علم و عالم با هم متّحد مىشوند چنانچه
در علم تفصيلى فعليش علم با معلوم متّحد مىگردد و مرحوم مصنّف به طور اشاره
مذهب ايشان را اينطور بيان مىكند:
علم حضرتش مجعولات و ماسوى اگر حضورى باشد پس همان نفس
حضور عينى معلولات صورت علميّه آنها بوده و مذهب شيخ اشراق و جمعى از